بهمن قبادی
بهمن قبــادی

زندگی نامه
او در سال ۱۳۴۸ در شهر مرزی بانه کردستان به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانواده هفت نفریشان است و اولین پسر خانواده. تا ۱۲ سالگی در بانه زندگی کرد و بعد از آن جنگها و آشوبهای منطقه او و خانوادهاش را راهی سنندج کرد.تحصیلات متوسطهاش را در سنندج به پایان برد و سال ۱۳۷۱ برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران آمد و در رشته سینما در دانشگاه صدا و سیما مشغول به تحصیل شد، ولی دانشگاه را رها کرد و به انجام نرساند. او معتقد است هر آنچه در سینما دارد حاصل تجربیاتی است که با ساختن فیلمهای کوتاهش به دست آورده............
یادداشتی بر فیلم «اینلند امپایر» ساخته دیوید لینچ

1-یکی از عجیب ترین و رازآلود ترین دیالوگ های فیلم را در یکی از نماهای ابتدایی می شنویم؛ «وقتی پسربچه به دنیا وارد شد تا بازی کند، شیطان متولد شد و او را تعقیب کرد. وقتی دختر به دنیا آمد در شلوغی گم شد.» به نظر می رسد نگاه و پرداخت سینمایی لینچ خیلی وابسته به بیان بالا باشد. در جایی که با کاراکترهای مرد طرف هستیم، مساله مردانگی، حفظ آن و ترس از عقیم شدن و از دست دادن قدرت های مردانگی بیشترین اهمیت را دارد. در «بزرگراه گمشده»،کاراکتر اصلی به شدت این خطر و تهدید را حس می کند و مرتباً در پی واکنش نشان دادن به این ترس است. اما وقتی با کاراکترهای زن روبه رو هستیم، مساله اصلی هویت است. در «مالهالند درایو»، فراموش کردن و از دست دادن هویت و جست وجوی طولانی برای حل معمای آن، اصلی ترین بخش از فرم روایی پیچیده فیلم را تشکیل می دهد. فیلم «اینلند امپایر»، به نوع دیگری به همین موضوع پرداخته است.
این دو وجه که هر کدام ظاهراً به دو جنسیت متفاوت وابسته است، ریشه در دو بعد واقعیت و خیال (فانتزی) دارد که لینچ همواره این دو را به موازات هم پیش برده است.در اینجا نیز با زنی طرف هستیم (نیکی) که به دنیا می آید (جهان متن) و واقعیت پیدا می کند اما به خاطر حضور بسیار پر رنگ و عمیق توهمات و خیالات به زودی در شلوغی، خود و هویتش را گم می کند.
اتفاق (احمد شاملو)
اتفاق
(احمد شاملو)
مردی ز باد حادثه بنشست
مردی چو برق حادثه برخاست
آن ، ننگ را گزید و سپر ساخت
وین ، نام را ، بون سپر خواست
ابری رسید پیچان پیچان
چون خنگ یال اش آتش ، بر دشت
برقی جهید و موکب باران
از دشت تشنه ، تازان بگذشت.
آن پوک تپه ، نالان نالان
برزید و پاگشاد و فرو ریخت
و آن شوخ بوته ، پر تپش از شوق
پیچید و با بهار در آمیخت
پرچین یاوه مانده شکوفید
و آن طبل پرغریو فروکاست.
مردی ز باد حادثه بنشست
مردی چو برق حادثه برخاست.





یاد باد آن روزگاران
یاد باد آن روزگاران ، یاد باد
سلام. عادت کردم هر چند وقت یه بار یادی بکنم از اونایی که خیلی بهشون عشق می ورزم.
همه ما می دونیم که چه کار بزرگی انجام دادند.

ادامه تصاویر در ادامه مطلب ...
معرفی فیلم - ماه تلخ
مــاه تلخ
BITTER MOON

محصول سال : 1992
ژانر : درام
کارگردان : رومن پولانسکی
فیلمنامه : Roman Polanski , Jeff gross , Pascal bruckner , ...
با هنرمندی : Hugh Grant در نقش Nigel
Kiristin Scott Thomas در نقش Fiona
Emmanuelle Siegner در نقش Mimi
Peter Coyot در نقش Oscar
Victor Banerjee در نقش Mr.Singh
و ....
آهنگسازان : Carlos Laufer , Vangelis
محصول مشترک : انگلستان و فرانسه
زمان فیلم : 138 دقیقه

رضا ارحام صدر
رضا ارحام صدر
کمدین برجسته ایرانی
رضا ارحام صدر (زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۲ در اصفهان، درگذشته در ۲۴ آذر ۱۳۸۷)، یکی از بازیگران کمدی تئاتر و سینمای ایران بود. پدرش محمد تقی نام داشت. او ۲۴ آذرماه سال ۱۳۸۷ در ۸۵ سالگی درگذشت.
او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۲۶ با بازی در تئاتر آغاز کرده و در واقع از پایهگذاران تئاتر در اصفهان محسوب میشود. وی موسس «گروه هنری ارحام صدر» در سال ۱۳۴۳ بودهاست. وی به «شکرپاره اصفهان» معروف بود.فیلم ویدیویی درسا که در سال ۱۳۸۴ توسط محسن دامادی ساخته شد، آخرین حضور او در جلوی دوربین بود.
کارهای برجسته
- تئاتر وادنگ
- تئاتر من میخوام
- تئاتر مست
- فیلم سینمایی شب نشینی در جهنم در سال ۱۳۳۶
- فیلم سینمایی علی واکسی
- فیلم سینمایی جوجه فکلی
- فیلم سینمایی جعفر خان از فرنگ برگشته ( ساخته علی حاتمی)
- فیلم سینمایی افسانه شهر لاجوردی ( ساخته محمد علی نجفی)
رودخانه مرموز
رودخانه مرموز
فیلمی از کلینت ایستوود

خلاصه فیلم : سه مرد به اسمهای جیمی (شون پن) ، شون (کوین باکون) و دیو (تیم رابینز) از زمان کودکی در یک محله آرام در شهر بوستون بزرگ شده و با هم دوست بوده اند . 30 سال پیش زمانیکه آنها نوجوان بودند یکروز مردی که خودش را پلیس معرفی کرده اما در واقع یک منحرف جنسی بوده دیو را همراه خودش می برد و 4 روز او را مورد اذیت و آزار قرار می دهد تا اینکه دیو عاقبت می گریزد . حال این سه دوست قدیمی بزرگ شده و هر کدام زندگی خاص خود را دارند . جیمی یک فروشگاه را اداره می کند و با همسر دوم و سه دخترش زندگی می کند . بزرگترین دختر او که کیت نام دارد و از همسر اولش می باشد عاشق پسری به اسم براندن است و ایندو تصمیم دارند با هم فرار کنند . شون نیز کاراگاه پلیس است و قصد دارد از همسر حامله اش جدا شود . دیو نیز صاحب زن و یک پسر است . کیت قبل از فرار با دوست پسرش به قتل می رسد و شون باتفاق همکارش وایتی مامور رسیدگی به این پرونده می شود . بزودی مشخص می گردد که دیو یکی از مظنونین اصلی است زیرا در شب حادثه با لباس خونین به خانه برگشته است . از سوی دیگر جیمی قصد دارد قاتل را یافته و شخصاً از او انتقام بگیرد .
نقدی بر فیلم
فیلم «رودخانه مرموز» فرصت مناسبی را برای كلینت ایستوود فراهم كرده تا ناكامی تلاش هایش را در فیلم «آزمایش خون» جبران كند.ایستوود برای اولین بار بعد از «نیمه شب در باغ خیر و شر» ، تلاش های پیگیرانه اش را فقط روی مهارت های كاركردانی متمركز كند.این دوران زندگی او را شاید بتوان «دوران غیبت از روی پرده و حضور پشت دوربین» نامید و واقعا نتیجه این تلاش، تبلور زیباترین مفاهیم هالیوودی در طول دهه گذشته است.با یك نگاه منطقی، فیلمنامه برایان هلگلند كاملا به داستان لیهین وفادار مانده است.فیلم، داستانی درباره گناه، جرم و مجازات را به تصویر می كشد، درامی كه شامل عناصر مرموز و پرهیجان پلیسی است و با بازی های جذاب و اثرگذار درهم آمیخته است. ...

