تبلیغات
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
گراند سینما - شانس کور
 
گراند سینما
سینما آینه زندگی
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آقـــای بازیگـــر
نظرسنجی
نقش دیپلماسی سینما در سیاست امروز به چه میزان است؟







شانس کور

کریستف کیشلوفسکی

 

تصادف و تقدیر در تمامی آثار كیشلوفسكی وجود دارد.ده فرمان در مورد یك مجتمع مسكونی است كه هر داستان بر روی یكی از ساكنین این مجتمع متمركز می شود.در سه رنگ بخصوص در «قرمز» ،تقدیر نقشی اساسی دارد.....اما شانس كور اساسا بر اساس بازیهایی ساخته شده كه تقدیر می تواند در زندگی ایفا كند.كیسلوفسكی این سوال را مطرح می كند كه چگونه زندگی انسان می تواند تحت تاثیر یك اتفاق ساده (رسیدن یا نرسیدن به قطار)واقع شود.....

كیسلوفسكی در سال ۱۹۷۹ فیلم «شیفته دوربین»Camera Buff را ساخته بود كه برنده چندین جایزه شد و با نگاهی طنز آلود و به شكلی موذیانه و هجوآمیز زندگی مردم یعنی كارگران یك كارخانه فاسد محلی را بررسی می كند.شیفته دوربین همچنین فیلمسازی را توصیف می كند كه از ساخت فیلمهای خانگی به مستندهای اجتماعی پیشرفت كرده و خود را در معرض توجهات و همینطور انتقادات قرار داده است.....حال این فیلمساز كه اجتماعی ساز شده در سال ۱۹۸۱ «شانس كور» را می سازد كه مورد خشم دولت قرار می گیرد و فیلمش بمدت 5 سال توقیف می شود.

 

 

شانس كور در مورد زندگی یك دانشجوی پزشكی به نام ویتك در لهستان مدرن است.او در كودكی از دوستانش جدا شده و به خواست پدرش در حال تحصیل رشته پزشكی است.پدر در هنگام مرگ ,آزادی را به او هدیه می دهد.او به ایستگاه قطار می رود تا به ورشو برود....این سكانسی است كه بعنوان پیش فرض داستان سه بار تكرار می شود و هر بار احتمالی را برای زندگی ویتك پس از تلاش برای رسیدن به قطار به نمایش می گذارد.در داستان اول ویتك به قطار می رسد و با یك كمونیست وفادار آشنا می شود و تبدیل به یك عضو فعال كمونیست می شود كه شور پاك سیاسی اش باعث خیانتش به دوستانش می شود.در داستان دوم هنگامی كه می خواهد به قطار برسد توسط پلیس دستگیر می شود و با فردی مخالف حكومت آشنا می شود و به عضویت گروه مخالفین دولت در می آید.و در داستان آخر او در ایستگاه ,همكلاسش را می بیند .عاشق او می شود ,ازدواج می كند و یك زندگی آرام را بر می گزیند كه هیچ كاری به سیاست ندارد ...در واقع كیسلوفسكی با ظرافت تمام طرحهای ذهنیش را در خدمت هر چه بهتر نظریاتش و نمایش خط باریك بین هر یك از این سرگذشتها به كار می گیرد و در قالبی ساده سه احتمال را برای آینده سیاسی لهستان و عواقب آن پیش بینی می كند .البته شانس كور قادر به پیش بینی یك احتمال یا داستان چهارم نبود و آن ساقط شدن حزب كمونیست در لهستان بود.ویتك در پایان هر سه داستان سردرگم است و در پی فرار از این زندان است و گویی هیچ راه نجاتی ندارد.نتیجه داستان آخر یك دنیای خوشدلانه و غیر سیاسی است ]ویتك قطار را از دست می دهد و در عوض با دختر جذابی آشنا می شود.[ و از همه تراژیك تر هم همین داستان است.چرا كه در پایان او به یك ماموریت رفته و هواپیمایش منفجر می شود.كیسلوفسكی می خواهد بگوید كه عدم توجه به آینده سیاسی كشور نتیجه ای جز نابودی ندارد و این بمعنای مرگ لهستان است.

در هر سه داستان ویتك زندگی عادیش را در كنار فعالیتهای خاص آن داستان دارد...یعنی او آزاد است كه عشق بورزد و زندگی كند  و حتی راه زندگیش را تعیین كند؛اما این آزادی در یك مجموعه بزرگتر كاملا محدود شده است و این همان نقطه كور شانس ویتك است ....كیسلوفسكی عجین شدن سیاست با زندگی را در جامعه توتالیتر در حال گذار لهستان با ظرافت به نمایش می گذارد و محكوم می كند.....و اینچنین است كه انسانی كه او خلق می كند یك زندانی است در گرداب دریای سیاستمداران....

 





نوع مطلب : سینمایی، 
برچسب ها :

دوشنبه 6 مهر 1388 :: نویسنده : آقـــای بازیگـــر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
   
قالب وبلاگقالب وبلاگ