تبلیغات
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
گراند سینما - شرح یک سکانس از جرم
 
گراند سینما
سینما آینه زندگی
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آقـــای بازیگـــر
نظرسنجی
نقش دیپلماسی سینما در سیاست امروز به چه میزان است؟







شرح یک سکانس از جرم : من اون بیرون حبسم تو این تو آزاد

 

 

نسخه دوبله شده جرم برای اکران جشنواره آمده نمایش است.

 

فصل 15-روز-داخلی-زندان-اتاق ملاقات

 

زنی با چهره ای پر از رنج، خسته، چشم ها ی نخوابیده، عصبی که سعی در آرام بودن خود دارد گوشی ملاقاتی را در دست دارد و حرف می زند

 

زن: اگه پول خوب می گیری...برا کار خلافی که توبه توش نیس...یخوده از اون پولو برا زن و بچه ت می ذاشتی...من و اون پسرت ویلون تو خیابونا. من اون بیرون حبسم تو این تو آزاد. زن و بچه تو خونه...من بیرون...رفیق بازی و پول در آوردن و عشق و حال...این دیگه...آخرشه...اما...تو اون خونه رم برا ما نزاشتی...زن طلاق...بچه گداخونه...خودم آزاد...اونی که عین اشکبوس لم می ده یه طاق و دیوارم دور زن و بچه شه..جفت پوچ شدم...تا آخر جوونیم...اما من از پس زندگی نکبتی خودم بر میام...پول گرفتی...قلمبه دادی برا ننه و بابات و اون ایل گشنه  خونه خریدی خیلی دیگه گنده شدی که می گی اول...ننه مادر پدر بعد زن... امضای زن رو کاغذه...مادر امضای خداس...خیلی خوبه...به به..چه مردی! اما رضا ( بغض می کند) هنوزم..دلم پی دلته...(بغضش می ترکد) نگفتی ملیحه رفت اما بچم پسرم مدرسه می خواد...لباس می خواد...تو بچه ها تو مدرسه...پدر می خواد..کی...کی میایی بیرون؟

 

چهره رضا پریشان و باخته با چشمی زنده و حالی مرده. فقط از پشت شیشه نگاه می کند. زیر لب می گوید..

 

رضا: ناصر...بیام بیرون...دسم بهت برسه...کاری می کنم دو تا دساتو...جدا از تنت تو قبر بذارن...

 

ملیحه: پولی که دادی ناصر داد...خودشم فراریه..زیاد بیاد حرف می سازن...کم بیاد بی معرفتیه...اما از سه چاهار ماه بعد تو خودشم فراریه..یدفه احمد که دید اون نون کباب آورده و یدفه ساندویچ اغذیه...گفت...این جای بابام اومده...شنید و رفت و نیومد...

 

رضا: یه دفه این پشت نیومد...

 

ملیحه: حواست پی اونی باشه که براش اینجایی...کی میای آدم کشتی...می کشنت؟...پسرت بی پدر می مونه...یا میای؟

 

رضا: بسه دیگه...بیام وامیسم...منم یه تن دارم و صد تا خنجر منتظر...منم...دلم پیته...

 

ملیحه آخ که از بی کسی...چشم به دست مردم و صدای یه پول تو کاسه م..دلی که پیت باشه بدردت نمی رسه دل باید باهات باشه...

 

 

منبع : کافه سینما





نوع مطلب : سینمایی، 
برچسب ها :

پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: نویسنده : آقـــای بازیگـــر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
   
قالب وبلاگقالب وبلاگ