تبلیغات
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
گراند سینما - نگاهی کوتاه به آثار و زندگی فرانسوا تروفو
 
گراند سینما
سینما آینه زندگی
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آقـــای بازیگـــر
نظرسنجی
نقش دیپلماسی سینما در سیاست امروز به چه میزان است؟







نگاهی کوتاه به آثار و زندگی فرانسوا تروفو

 

 

دوران کودکی و نوجوانی فرانسوا تروفو، کارگردان شهیر فرانسوی، در کنار مادر و ناپدری اش و آنچه در این برهه بر او گذشت تاثیری عمیق و ماندگار بر زندگی شخصی و مجموعه ی آثارش گذاشت و به همین سبب نوشتن از فیلم های تروفو به مثابه­ی نگارش در باب زندگی شخصی اوست.

تروفو تاریکی ها و ابهامات کوچک و بزرگ زندگی اش را به شکل مباحثی چون چگونگی تاثیر خانواده بر زندگی فرد، تنش میان فرد و اجتماع، بحران هویت، اهمیت و نقش هنر در زندگی و مهمترین آنها یعنی جستجویی جنون آمیز بدنبال عشق به شیوه ای بی پرده و عریان بر پرده ی سینما به نمایش گذاشت.

با وجود اینکه سینمای او را به ایده آلیسم گرایی، سانتی مانتالیسم و زن گریزی یا وجود کاراکترهای زن شیطان صفت متهم کرده اند اما منتقدین تیزبین تر و کمتر سختگیر، مهارت او را در ترسیم روابط پیچیده ی انسانی از دیدگاهی به شدت مردانه ستودند. آثارش بیننده را همیشه به شراکت در نقطه نظری مردانه و نگاهی آبژه وار به زنان فرا می خواند. از همان نخستین اثر بلند ، چهارصد ضربه، نقش زن(مادر آنتوان) الگویی از دیگر زنان فیلم های دیگر تروفوست. خودشیفتگی و بی قیدی مادر نسبت به خانواده و فرزندش منشاء تمامی عقده های روحی آنتوان در مجموعه فیلم های آنتوان دوانل و اکثر کاراکترهای فیلم های اوست. میل و اشتیاق آنتوان به مادر و عدم پذیرش توسط مادر به میل و اشتیاق آنتوان و مردهای دیگر آثارش به زنان تعمیم می یابد (مردی که زنان را دوست داشت) و آن رابطه ی نافرجام و شکست خورده با مادر به شکل جستجویی عبث و بیهوده بدنبال عشقی ابدی-ازلی بازتاب داده می شود.

نگریستن به زنان از وادی نوعی نظربازی، میل و خواسته ی مردان در کنار شخصیت های زن قاتل چندین فیلم (پوست نرم یا عروس سیاهپوش و به گونه ای دیگر ژول و ژیم یا زن همسایه) دلایل اتهاماتی که به تروفو درباره ی زنان فیلم هایش زده شده را توجیه می کند. البته این دیدگاه بتدریج و با گذشت زمان تعدیل یافت و زنان آثار متاخر تروفو نسبت به آثار متقدمش شخصیت هایی عمیق هستند که با نگاهی کمتر مغرضانه بنا شده اند. (سرانجام یکشنبه)

تروفو با تیزهوشی و نگاهی دقیق در ساخت و پرداخت روابط بین زن و مرد و بخصوص شخصیت پردازی مردان آثارش به نمونه ای مثال زدنی و ویژه در سینما بدل شده است. اکثر مردان فیلم هایش خجالتی، کوته فکر، بی تجربه و از نظر فکری نابالغند و شخصیت پردازی آنها بسیار منسجم تر از زنان فیلم هایش هستند. رفتار کوته فکرانه و حماقتهای مردان بالغ آنها را چون کودکی خردسال نشان می دهد و این نمود را می توان به گونه ای با غیبت و فقدان پدر در زندگی پسر مرتبط دانست. تروفو تا سال 1968 پدرش را ندید و همین عدم حضور، هویت فیلمساز و کاراکترهایش را دستخوش بحران کرد. وجود پدر به جدایی پسر از مادر یاری می رساند و دروازه ی ورود فرزند پسر به اجتماع به واسطه ی ستیز با پدر گشوده می شود. با کاوش در مجموعه فیلم های آنتوان، معمای غیر قابل حل در این فیلم ها همان غیبت و فقدان پدری است که فرزندش را در یافتن نقش خود به عنوان یک مرد، ناتوان رها کرده است. به همین دلیل آنتوان را در سنین جوانی(آنتوان و کولت، بوسه های دزدکی و کانون زناشویی) و حتی کمی مسن تر(عشق فراری) کودکی می بینیم که در روابط اجتماعی اش ناتوان است و بدنبال عشق و ارتباطی می گردد که خودش نمی داند چیست و گویی در این کنکاش، آغوش گرم مادرانه ای را می جوید که دیگر دست یافتنی نیست.

جستجوی عشقی حقیقی و استوار در تنش با عدم پایداری عشق و ارتباط قرار می گیرد.(ژول و ژیم یا دو دختر انگلیسی و مرد قاره ای). شاید نگاه دلسوزانه، همدردانه و دلنشین تروفو به کودکان و عشاق از دل تمامی این عوامل مختلف سر برآورده باشد. از همان آنتوان چهارصد ضربه تا ویکتور کودک وحشی و حتی کودکان پول توجیبی نگاه تروفو به کودکان حیرت انگیز و منحصر به فرد است. تقابل بزرگسالان و کودکان تقابلی دو طرفه از نوع تعلیم و تربیت است یا به عبارتی ساده تر همانطور که معلم به کودک می آموزد کودک هم ادراک و بینش معلم را ارتقاء می دهد. ویکتور در کودک وحشی سبب درک درست آزادی و هارمونی کودک با طبیعت توسط دکتر ایتار(تروفو) می شود. اثری که تمهیدات بصری تروفو و استفاده از تکنیک های فیلم های صامت در بیان تنهایی و انزوای کودک وحشی بخوبی بکار آمد.

گفتن از فرانسوا تروفو با دغدغه ی بیان عشقی دیوانه وار به سینما عجین است، خاطرات کودکی و نوجوانی او و پناه بردنش به سالن های سینما تا جمع سرکش و انقلابی که بعدها موج نوی سینمای فرانسه را بوجود آوردند همگی بیانگر علاقه ی افراطی، عجیب و شیفته وارش به این هنر بوده. جمله ی معروف او که "من بازتاب زندگی را به خود زندگی ترجیح می دهم" شاید بیانگر میزان این علاقه باشد. می توان در فیلم هایش تاثیرات بسیاری از فیلمسازان مورد علاقه اش را به شیوه هایی جالب و مثال زدنی پیدا کرد. از همه بارز تر آموخته های تکنیکی اش از سینمای هیچکاک در کنار دیدگاه های اومانیستی ژان رنوار است که ویژگی عجیبی به فیلم هایش بخشید.

تروفو از آن جنس فیلمسازانی است که توانست ارتباطی عجیب، خالصانه و صادقانه را با علاقه مندان به سینمای خود بوجود آورند. از آن دسته هنرمندانی که سینما را زیستند.

 

کامیار کردستانی





نوع مطلب : سینمایی، 
برچسب ها :

یکشنبه 1 اسفند 1389 :: نویسنده : آقـــای بازیگـــر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
   
قالب وبلاگقالب وبلاگ