تبلیغات
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
گراند سینما - سفر نا تمام
 
گراند سینما
سینما آینه زندگی
صفحه نخست           تماس با مدیر         پست الکترونیک               RSS                    ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : آقـــای بازیگـــر
نظرسنجی
نقش دیپلماسی سینما در سیاست امروز به چه میزان است؟







سفر نا تمام

 

روایت حسن فتحی از نادر ابراهیمی

 

 

 

اگر چهارشنبه بعد از ظهر گذرتان به سینما آزادی افتاده باشد احتمالا ازدحام مردم (مخصوصا در طبقه سوم) توجه‌تان را جلب کرده، اشتباه نکنید، این ازدحام نه برای «جدایی نادر از سیمین» بود و نه برای «اخراجی‌های ۳». آن‌ها که آمده بودند نه حوصله‌ای برای تماشای باتلاق زناشویی نادر و سیمین داشتند و نه لودگی‌های بیژن بزغاله و بایرام لودر برایشان دلپذیر بود.

نه رمقی برای تماشای فیلمی داشتند که همه راه‌ها در آن به بن بست ختم می‌شد و نه اشتیاقی برای تماشای فیلمی که داستانش آنقدر ولنگ و باز است که حکایتش می‌تواند (همانطور که سازنده‌اش بعد از هر فیلمی این مژده را می‌دهد) سالهای سال باقی باشد. نه آنقدر شاد و سرحال بودند که تلخی نا‌تمام فیلم فرهادی را مزمزه کنند و نه آنقدر تن داده به روزمرگی بودند که سراغ نسخه ده نمکی بروند. آن‌ها به تماشای مستند «سفر ناتمام» آمده بودند، مستندی از زندگی مردی که عاشق سرزمین و مردمش بود، مردی که با داستان‌هایش قد کشیدیم، عاشق شدیم، گریستیم و در یک کلام زندگی را آموختیم. «سفرناتمام» چهارشنبه هفدهم فروردین در سینما آزادی اکران شد و استقبال فوق العاده مردم بسیار امیدوار کننده بود، جمعیت زیادی که پشت درسالن نمایش ماندند و آن‌ها که داخل سالن ایستاده بودند (و تعدادشان دوبرابر آنهایی بود که نشسته‌ بودند) و ۹۰ دقیقه با اشتیاق تمام فیلم را دنبال کردند این ادعا را تائید می‌کنند. «سفر ناتمام» فیلمی ست مستند از حسن فتحی، درباره زندگی نادر ابراهیمی نویسنده زیبا‌ترین عاشقانه‌های این سرزمین که هنوز هم کلمات غنی قصه‌هایش قلب را به تپش و دل را به لرزه در می‌آورد. مردی خستگی ناپذیر که تفریح‌اش نیز کارش بود، مردی که به معنای مطلق عاشقانهٔ آرام‌اش را کنار همسرش فرزانه گذراند و بواسطه نیروی عشق، نه سال با سرطان مبارزه کرد و سرانجام تسلیم تقدیر شد و ما را با مردمان و شهری که دوست می‌داشت، تنها گذاشت. «سفر نا‌تمام» با قطعه‌ای از کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» آغاز می‌شود و با سفر به گرگان و رفتن به زادگاه شخصیت اصلی این داستان به پایان می‌رسد. فتحی در این فیلم تصویر تقریبا کاملی از ابراهیمی را ارائه می‌کند، ابراهیمی از نگاه خواهر، نامادری، همسر، دختران و دوستان نزدیکی چون احمد رضا احمدی روایت می‌شود. و در لابه لای تصاویر گفتگو با افراد مختلف و مراسم تشییع پیکر آن مرحوم، شاهد بخش‌هایی از گفته‌های وی هستیم. وقتی دوربین وارد محل کار ابراهیمی می‌شود و اتاق او را نشان می‌دهد راز صداقت نوشته‌های او را می‌یابیم و گفته آن دانشجوی علاقه‌مند به نادر را که در حین فیلم از تفال زدن به «یک عاشقانه آرام» می‌گوید را بهتر درک می‌کنیم. فیلم سراغ افراد بسیاری می‌رود از دانشجوی رشته نرم افزار که بعد از خواندن نوشته‌های نادر مسیر زندگی‌اش را عوض کرده تا خانم بنایی که آشنایی با نادر را معجزه می‌داند. در طول فیلم دوربین با شخصیت‌های مطرحی چون ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، محمود دولت آبادی، محمد نوری، توران می‌رهادی، کیومرث پوراحمد، اکبر اعلمی، ناصر تقوایی، مصطفی رحماندوست، داریوش ارجمند درباره شخصیت نادر ابراهیمی به گفتگو می‌نشیند که بیننده را در شناخت جامع‌تر ابراهیمی کمک می‌کند.

 

منبع : کافه سینما





نوع مطلب : سینمایی، 
برچسب ها :

پنجشنبه 18 فروردین 1390 :: نویسنده : آقـــای بازیگـــر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
   
قالب وبلاگقالب وبلاگ