معرفی فیلم - قلب های تصادفی
قلب های اتفاقی
Random Hearts
کارگردان : سیدنی پولاک – بازیگران : هریسون فورد ، کریستین اسکات تامس – محصول 1999 آمریکا.
کرت لیودتک فیلمنامه فیلم قلب های اتفاقی را بر اساس رمان سال 1984 وارن آدلر نوشته است.در این فیلم دو ستاره بزرگ ، هریسون فورد و کریستین اسکات تامس ایفای نقش کرده اند.
فیلم توسط سیدنی پولاک کارگردان کارکشته هالیوود کارگردانی شده است. او پیش از این برای کارگردانی فیلم خارج از آفریقا در سال 1985 جایزه اسکار دریافت کرده است. اما فیلم قلب های اتفاقی فیلم نیم بندی است.
هریسون فورد نقش یک پلیس از اداره پلیس واشنگتن بنام داچ وان دین بروک را بازی میکند که درباره ماجرایی مربوط به یک فساد مالی تحقیق می کند. سوزان توماس تامسن هم در نقش همسر او پیتون ایفای نقش کرده است. آنها به ظاهر زندگی سعادتمندی دارند. در کنار آنها خانواده دیگری وجود دارد. اسکات تامس در نقش کی چندلر که نماینده کنگره آمریکاست و حال برای انتخاب مجدد خویش در ایالت نیو همشایر سخت تلاش می کند و پیتر کویوت در نقش همسر او ایفای نقش کرده است. یک تاجر موفق جسیکا دخترک نوجوان ثمره ازدواج آن دو است. این خانواده هم ظاهرا زندگی منظم و کلیشه ای دارند. اما فاجعه ای رخ می دهد که مسیر داستان را عوض می کند.
یک هواپیمای بوئینگ 737 اندکی پس از پرواز در آسمان شهر واشنگتن دچار سانحه می شود. در میان کشته شدگان جسد شوهر خانم نماینده و همسر پلیس واشنگتن پیدا می شود که از قرار معلوم آن دو تحت نام خان و آقای چیدلر سوار هواپیما شده بودند. داچ و کی چندلر وقتی پی به موضوع می برند به دوش یوه کاملا متفاوت از خود واکنش نشان می دهند. داچ که یک پلیس است احساس می کند که همسرش به او خیانت کرده است و تصمیم می گیرد که از کم و کیف کار سر در بیاورد. اما کی با مسایل و مشکلات انتخاباتی روبه رو استو به هیچ عنوان نمی خواهد که خود را درگیر این مساله سازد و به موضوع اهمیتی نمی دهد. او معتقد است هر آنچه که اتفاق افتاده ، اتفاق افتاده است. اما داچ دست بردار نیست. همین کشمکش میان این دو است که برخورد اصلی این فیلم را تشکیل میدهد.
همین داستان فرعی، یعنی سانحه هواپیما و پیدا شدن جسد پیتون و کالین چندلر است که نقطه اوج این فیلم را تشکیل داده است. در حالی که ، داچ قلبش جریحه دار شده و تلاش می کند تا به واقعیت دست پیدا کند، کی چندلر سعی دارد که احساسات و عواطفش را قربانی حرفه اش یعنی انتخابات مجدد سازد. علیرغم بازی های خوبی که در فیلم مشاهده می کنیم، فیلم نمی تواند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. البته همیشه تماشای هریسون فورد بر روی پرده سینما جالب توجه بوده است، کریستین اسکات تامس هم از تجربیات غنی انگلیسی خود برای ایفای نفش مایه گذاشته است و به خوبی نقش زنی را بازی کرده که در مقابل احساسات و عواطفش مقاومت به خرج می دهد.
سیدنی پولاک از جمله کارگردانهای سرشناسی است که فیلم های به یاد ماندنی چون توتسی، آنها به اسب ها شلیک می کنند؟ را ساخته است. پولاکبه خوبی میداند که چگونه ز دوربین استفاده کند. او از اینکه روایتش را با تامل بازگو کند، وحشتی به خود راه نمی دهد. اما باید گفت که دوستاره اصلی فیلم هرگز لحظات عاطفی فیلم را بسط و گسترش نمی دهند و کمتر می توانند تماشاگران را درگیر سازند.
به هر حال تماشای یک داستان جذابکه هم ابتدا هم وسط و هم انتها داشته باشد جالب توجه و جذاب است و یک مورد استثنایی محسوب می شود!!!

معرفی فیلم - الهه هنر
الهه هـــنـــر
The Muse
كارگردان : آلبرت بروکس – فیلمنامه : آلبرت بروکس با همکاری مونیکا جانسون – مدیر فیلمبرداری : توماس اکرمن – موسیقی : التون جان – بازیگران : آلبرت بروکس ، شارون استون ، اندی مک داول ، جف بریجز – محصول 1999 آمریکا.
"استیون فیلیپس" فیلمنامه نویس به دلیل محتوای آخرین فیلمنامه اش از استودیوی محل کارش اخراج می شود. "جک" دوست فیلمنامه نویس موفق استیون او را با الهه هنرش "سارا" یکی از فرازندان "زئوس" آشنا می کند. سارا می پذیرد که تا زمانی که استون به خواسته های او جامه عمل بپوشاند کمکش کند. سفری به همراه سارا به دورن یک آکواریوم برای استیون بسیار الهام بخش است، اما نویسندگان بسیاری اوقات سارا را به خود اختصتص داده اند.
سارا زندگی در کنار خانواده فیلیپس را می پذیرد و الهام بخش "لورا" همسر استیون در آشپزی می شود. سفر دوم به داخل آکواریوم موجب می شود تا استیون فیلمنامه اش را به پایان برساند. روزی یک روانپزشک و یک پرستار طی ملاقاتی به استیون و لورا هشدار می دهند که سارا مریضی است که از بیمارستان بیماران ذهنی فرار کرده است و از بیماری چند شخصیتی رنج می برد. سارا ناپدید می شود . استودیویی که استیون در آنجا مشغول به کار بود او را مجددا به کار دعوت می کند.مدیر جدید استودیو که روی فیلمنامه اخیر استیون سرمایه گذاری کرده، کسی نیست جز سارا.
در آثار آلبرت بروکس، اسطوره داستانی کمیک می شود و حاصل کار هم معمولا موفقیت آمیز است. الهه هنر با اینکه از فرمولی مشابه پیروی میکند، اما چندان قابل قبول نیست. با وجود اینکه بروکس و مونیکا جانسون در خلق صحنه های هجو و طنز مهارت دارند، اما فیلمنامه بازی ها و حتی کارگردان این فیلم به هیچ وجه رضایت بینندگان را جلب نمی کنند. البته الهه هنر را باید در جرگه آثاری چون بازیگر رابرت آلتمن قرار داد، با این تفاوت که فیلم بروکس از پیچیدگی و استحکام بازیگر برخوردار نیست.

فیلمنامه - حسو حساسیت
حس و حساسیت
SENSE AND SENSIBILITY
با سلام دوباره خدمت شما دوستای عزیز و خوانندگان گرامی ، در این قسمت باز هم به سراغ فیلمنامه رفتم و این بار تصمیم دارم که قسمتی از فیلمنامه حس و حساسیت به کارگدانی آنگ لی رو برای شما دوستان عزیز در وبلاگ قرار بدم. امیدوارم که مورد پسند شما دوستان عزیز قرار بگیره.
فیلمنامه نویس: اما تامسون (بر اساس رمانی به همین نام اثر جین آستین) ، کارگردان : آنگ لی ، فیلم بردار : مایکل کولتر ، موسیقی متن : پاتریک دوبل ، تهیه کننده : لیندسی دوران ، بازیگران : اما تامسون - کیت وینسلت – هیو گرانت – آلن ریک من – گرگ وایز.
- برنده جایزه اسکار در رشته بهترین فیلمنامه ، نامزد جایزه اسکار در رشته های بهترین هنر پیشه زن (اما تامسون) ، بهترین هنر پیشه نقش دوم زن (کیت وینسلت) ، بهترین فیلم برداری ، بهترین طراح لباس ، بهترین موسیقی متن اورژینال و بهترین فیلم .
- برنده خرس طلایی جشنواره برلین ، برنده جایزه بهترین فیلمنامه از گلدن گلوب ، انجمن منتقدان سینماای بوستون، لندن ، لس آنجلس ، نیویورک ، انجمن نویسندگان آمریکا و بریتانیا، اتحادیه منتقدان سینمایی آمریکا، اوینینگ استاندارد بریتیش فیلم و یو اس سی اسکریپتر.
داخلی – نورلند پارک – اتاق صبحانه خوری – روز
فانی ، خانم دش وود و جان مشغول خوردن صبحانه هستند. ماریان وارد می شود. الینور نگاه می کند و با اشاره سر فانی را نشان می دهد. ماریان شکلک درمی آورد.
ماریان : صبح بخیر فانی.
فانی تقریبا یک می خورد.
فانی : صبح بخیر ماریان.
الینور خودش را به آن راه زده است.
ماریان : (به فانی) نقره ها چطور بود؟ همه شون اصل بودن؟
الینور پیش از آنکه از ماریان چیز دیگری بگوید خودش را جلو می اندازد.
الینور : خدا خدا می کنیم تا ببینیم چه وقتی از حضور دلنشین برادرت بهره مند می شیم؟
فانی : ادوارد دقیقا فرا میاد. و خانم دش وود عزیز باید عرض کنم که اون خیلی پیش ما نمیمونه.می خواستم بدونم که دوشیزه مارگارت می تونن اتاق خودشون رو به اون بدن؟ چون هیچ بهتر از اونجا نمیشه نورلند رو دید و من هم دلم می خواد که ادوارد به بهترین شکل اینجا رو تماشا کنه.
ماریان فنجانش را محکم کی کوبد و نگاهی پر از خشم به الینور می اندازد.
داخلی – نورلند پارک – اتاق خواب مارگارت – روز
الینور و ماریان دارند عروسکهای مارگارت را بر میدارند.
ماریان : زنیکه غیرقابل تحمل!
الینور:فقط یه چیز مایه دلداریه و اونم اینه که اگه ادوارد مثل فانی باشه باید خدا رو شکر کنیم که از اینجا می زنیم به چاک.
خارجی - نورلند پارک - جاده – روز
یک سوار توانا(ادوارد فرارس) چهار نعل در جاده شنی می تازد. نمای نزدیک چهره اش نشان می دهد که او به منظره با شکوهی زل زده است.

